السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
334
تحرير الوسيله ( فارسى )
حضانت فرزند است از وصى پدر او اگر چه ازدواج كرده باشد ؛ خواه بچه پسر باشد يا دختر ؛ و همچنين از باقى خويشان پدر حتى پدر پدر او و مادر پدر او ، تا چه رسد به غير آنها . چنان كه اگر مادر در زمان حضانتش بميرد پس پدر از غير او به آن احق است . و اگر پدر و مادر نبودند حضانت مال پدر پدر است و اگر او هم نبود و پدر پدر وصى نداشته باشد پس خويشان فرزند بر اساس ترتيب مراتب ارث ، حضانت او را دارند و نزديكتر ايشان مانع دور تر مىباشد . و در صورت متعدد بودن و مساوى بودن مرتبهء آنها و نزاع آنان ، بين آنها قرعه انداخته مىشود . و اگر يكى از آن دو ( پدر و پدر پدر ) وصى داشته باشند ، پس در اينكه امر به همين صورت است يا حضانت مربوط به وصى است و پس از وصى مربوط به خويشان مىشود دو وجه است ، كه احتياط به مصالحه و تسالم ، ترك نشود . مسأله 18 - فرزندى كه با داشتن رشد بالغ شود ( نه با حال جنون ) حضانتش تمام مىشود ، پس اگر رشيداً بالغ گردد ، هيچ كس حتى پدر و مادر حق حضانتى بر او ندارند ، بلكه او مالك نفس خودش است ؛ پسر باشد يا دختر . نفقهها نفقه فقط با يكى از سببهاى سهگانه واجب مىشود : زوجيت ، قرابت و ملك . مسأله 1 - وقتى نفقهء زن بر شوهر واجب است كه زن دائمى باشد - پس زن انقطاعى نفقه ندارد - و در آن چيزى كه اطاعت او از شوهر واجب است ، مطيع شوهر باشد - پس زن ناشزه نفقه ندارد - و بين زن مسلمان و زن ذمّى فرقى نيست . مسأله 2 - اگر ناشزه شود سپس به اطاعت شوهر برگردد ، مستحق نفقه نمىباشد تا آنكه اطاعتش را اظهار نمايد و شوهر آن را بداند و زمانى كه رسيدن شوهر به او ممكن باشد بگذرد . مسأله 3 - اگر زن مرتد شود نفقه ساقط مىشود و اگر در عده برگردد نفقه برمىگردد . مسأله 4 - ظاهر آن است كه زوجهء صغيرهاى كه قابل تمتع بردن شوهرش از او نيست نفقه ندارد ، خصوصاً اگر به طورى كوچك باشد كه قابل تمتع و تلذذ نباشد . و همچنين